مرگ مرده

فراموشم نکن،خداوند سنگهای قبر

و تو تا آخر باریدن یک رفتن ابر را وقت داری و رفتن ابر را یک باد و باد را یک تابش و تابش را یک روز و روز را تا صبح و تا صبح یک شب. میبینی عمر آدم برای چیزهای پوچ چه واحی کشدار میشود. سلام

/ 10 نظر / 7 بازدید
golshifteh fan

سلام : مرگ مرده ! عنوان جالبی بود . نوشته ی جالبی هم بود . همچنین " سنگ سبز به چشمان بسته ی دشمن " موفق باشید و شاد یا علی[گل]

میفروش

سلام بهترین نام . می بینم که از پوچی موچی و مرگ و از اینجور چیزا حرف می زنی !!!!! نکنه یه وقت عینهو صادق خان هدایت خورت برق آویز کنیاااااااا . بابا دو روز دنیا ارزش این کارارو نداره اصلا ببین همسایه ما خودش و خانومش و زنش و ( زن که همون خانومشه ) بچه شون و دخترش و پسرش ( بازم که بچه شون میشه ) خلاصه همشون غروبها که میشه یه بستنی یخی می خرند و تا آخرش می خورند .! چه ربطی داشت !!!؟ خب من چه می دونم !؟ مگه همه چیز باید به هم ربط داشته باشه !؟ برقرار باشید.به امید دیدار[گل]

شادی

سلام دوست خوبم کجایی نا پیدا ازت هیچ خبری نیس![متفکر]

آزاده از کلبه ی ویوارا

می بینی خدای ابر؟! می بینی هر چه که نامش را انسان, چقدر آسان می برد خدای مرگ؟! بیشتر ببار خدای ابر...

ليلا

سلام " بهانه بودن " دو ساله شد !!! منتظر حضور سبزتان هستم شاد باشید

شقایق

زنده ای بهنام؟؟؟ می بینی عمر آدم چطور یه شبه می تونه به سر برسه .. بی برنامه ریزی حتی ..