نقش ونمای تنهایی

جادهای بی انتها و قدرت یک گل سرخ ، سبزیه سبزینه در کنار هم ،همه با هم و برای هم ... نیت میکنم و جاده مرا انتخواب میکند به راه که می اوفتم دنیا نظاره ام میشود.

 هان ای خدای ره و ره دان،تو راهنمایی ام نمیکنی در این گرد و خاکی؟

 

 

و تو تا آن زمان پای بر جای پاها بگذار و بخوان آرام و آهسته بر ذهن پر از الطاف خداوندی که چه در سرما و چه در گرما اگر دستم در دست دیگری باشد همیشه حال و هوای تنم معتدل ، رو به زیبایست . بدان غمها چه پا بر راه فرا بگذارند و یا ایستاده و قهقه باشند و با انگشت بر روی تن عریان خیالت نقش و نمای تنهایی را بنویسند هنوزم تو با یک دست گرم و خوش آب و رنگ تمام غصه ها را پیروزی. پیامم را بگیر از دور.

 از بینهایت دورم .سلام

 

/ 62 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
تینا

سلام! ممنون كه سر زديد... ببخشيد منظورتون از پيگير بودن چي هست؟

کارگاه نمدمالی

بیاپسرم.بهنام ترترینم.به روزیم امروز روحانیان وملایان ومیرزابنویس های مملکت راخواستیم تادر سرسرا اجتماع کنند،برای شان سخنرانی نماییم.نمودیم! فرمودیم سرِکیسه را شُل کنندکه اوضاع به سامان نیست.بایدپنبه ی دسته ی مقابل راخوب زد ورشته کرد والا،نه منبری می ماندبرای شان ونه پست ومقامی.گفتیم فروگذارنکنندازهرپولتیک!وشامورتی بازی!که می دانندومی توانند.مابه فرموده ی پدرجدمان والهامات غیبی جای مان باردیگرکاخ گلستان است، پس فرصت غنیمت شمارندوعزم راسخ وکیسه ها شُل ، بندتنبان هاسفت وچماق هامحکم وآمده.....که فریاد هوررراااا.......... وتاییدسخنان مان تافرسنگ ها آن سوی تر رفت!

تينا

سلام! منظورتون از اين حرفها چي هست؟[عصبانی] درسته كه فعلآ آقاي معدنچي به دليل مشغله كاري در دسترس نيستند ولي ما از منابع كاملآ موثق اخبار ايشان را در اختيار شما هواداران قرار ميدهيم و خود ايشان نيز در جريان كار ما هستند[لبخند] مشكلي در اين زمينه وجود دارد؟[سوال]

بهانه بودن

اهدنا الصراط المستقیم ...................................... سلام من دوباره به روزم و منتظر شاد باشید

میس شانزه لیزه

1)ببین دوستم....من آدم ناشکری نیستم 2)ببین دوستم ....تو چه توقعی از خدا داری؟!!...خدا دیگه پیر شده بازنشسته شده.......واسه همیمنم عشق و عاشقیت ها ته کشیده....یا یه طرفه شده دیگه رومئو با ژولیت و مجنون با لیلی نیست یا فقط رومئو تنهاست یا لیلی..... 3)تو که من نیستی این همه اشتباه تایپی دارم اون اوفتادم رو درستش کن. 4)بیا سر بزن دیگه کوشی[چشمک]

شم

[گل]

کارگاه نمدمالی

بیاببم جان! کجایی بهنااااااااااام ترترینم؟ یک شنبه دوم ذی القعده 1287 امروز روحانیان وملایان ومیرزابنویس های مملکت راخواستیم تادر سرسرا اجتماع کنند،برای شان سخنرانی نماییم.نمودیم! فرمودیم سرِکیسه را شُل کنندکه اوضاع به سامان نیست.بایدپنبه ی دسته ی مقابل راخوب زد ورشته کرد والا،نه منبری می ماندبرای شان ونه پست ومقامی.گفتیم فروگذارنکنندازهرپولتیک!وشامورتی بازی!که می دانندومی توانند.مابه فرموده ی پدرجدمان والهامات غیبی جای مان باردیگرکاخ گلستان است، پس فرصت غنیمت شمارندوعزم راسخ وکیسه ها شُل ، بندتنبان هاسفت وچماق هامحکم وآمده.....که فریاد هوررراااا.......... وتاییدسخنان مان تافرسنگ ها آن سوی تر رفت!

بانو

هنوزم تو تمام غصه ها را پیروزی .. . . . چقدر تازه و بکر و دلنشین ... و به قولی دوستی خوب ، سلام !