زمستان جان دارد،ولی پنهان و آهسته

تو تا ابد بر در و دیوار شهر من نامت حک خواهد ماند. گاه اگر خودت را فراموش کردی به آنجا بیا تا من از خودت برای خودت خاطره ها تعریف کنم و چیزها بگویم.ای خداوند خود فراموش کرده کو تا باز بیاید آن سوز. کو تا بشکفد شکوفه های خرمالو.!!من نمیدانم کدام ابلهی گفت که زمستان برای جان دادن نا ندارد. اینهمه میوه زمستانی را پدرش از سر قبر من و امسال منی میچیند؟؟؟تو هم آهسته آرام بیا،پشت این فصل کرخت،بعد آن فصل زمخت و غمگین،نوبهاری داریم که تنش پوشیده شد از ساتن بی رنگ وسفید،که تمام درختان را گه گاه از لج دیگر فصلهای زمین ،میپوشاند به تنشان شکوفه های آب را،که به زمان رسیدنشان، خودشان میشوند باز مایه ی حیات بشری،میوه از این بهتر در میان این همه فصل تو اگر یافتی ، 2یا 3 سیری برای من هم کناری بگذار.

سلام

/ 46 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نفیسه (امواج دریا)

سلام گفتی خرمالو هوس کردم با اینکه طرفدار زیادی نداره اما من دوستش دارم[چشمک]

بهار نارنج

[گل]

زنانه ترین حس کلاغی از جنسی دیگر

برف. یک دسته کلاغ نبض حیات زندگی میان آفتاب دی ماه طنین آهنگ زمستان. یک نفر دلتنگ است یک نفر می خواند چرا مردم نمی دانند که گل رویا در زمستان می روید

سمیه

می دونستی یه مثل قدیمی هست که میگه: جواب سلام واجبه! بازم سلام 2به هیچ به نفع من[نیشخند]

بهار

چقد ازينكه از خودم براي خودم خاطره ايي بگويي را دوس دارم ... اهسته و آرام مي آيم ...

یه چشم به راه

دستی که زخم میزند ناپیداست ، اما زخم عریانتر از طلوع آیینه است. شاید تن به تیغ دوست سپاردن راهی به سوی توست. دوستی دیگر دستی دیگر زخمی دیگر

سحرالسّلطنه

2 یا 3 سیر کمه ها !!! من اگه یافتم ، با اینکه اهل پارتی بازی نیستم ، حوای شما رو دارم .[نیشخند]

سحرالسّلطنه

راستی در مورد اون ابله ی که گفتی نیز موافقم...! انار به این خوجمزه گی !!!! حالا جلو همون ابله بگی انار ، یه رود خونه تشکیل میشه همون لحظه ها !!!! اهوم... این جوریه ...!![عینک]