میهمانی جنگل پیر

و تو ای خدا ی ناز دار و کرشمه گذار ، زن پیر و لوچ هم بنده ی توست؟

پیش ناز و کرشمه هستم من ، در پس درخت گردو میهمانم. جشن میلاد جنگل پیر است،من و سنجاب و سنجاقکها ، انتهای کوچه ی ساز و آوازیم ،در ته بن بست بی نوایی ها ،رنگ خانه نور مهتاب استو نشناش یک کلاغ پیر ، ما همه مست عطر گندم زار . گر بیای خوشنود خواهیم شد ، رمز عبورمان را بگویم باز؟ سلام

/ 25 نظر / 25 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نگاه کویر

سلام خیلی وقت بود از این حوالی گذر نکرده بودم... ما را به میهمانی راه می دهند؟ سلام!

ارام

سلام " رمز عبور " یه روز و یه شب از اشنائیم تو دنیای مجازی باهاتون میگذره .امیدوارم همیشه موفق باشید آقای بهنامترین. .................................. نوشتن هدف نیست درد است که باید در جویبار واژه ها جاری شود. دردا که دردهایمان آنقدرررررررر غلیظ شده که جاری نمیشود [گل]

ميفروش

سلام اومدم ! خوش اومدم !!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ برقرار باشید. به امید دیدار[گل]

ميفروش

سلام. راستی بهنام جان حال و روزت چطوره !؟ روبراهی یا نه !!؟ ایشالله که خوب خوب خوب شده باشی و اوضاع بر وفق مراد باشه برقرار باشید. به امید دیدار[گل]

سلام

چرا دیر به دیر ب روز میشی؟؟؟؟

پنجره..

سلام چقدر متفاوت..نثرتون رو میگم یه لحظه جاخوردم... قلمتون پایدارومستدام ماناباشید یاحق

فریبا زمانی

سلام منم اومدم تا روی حرف "پنجره.." تاکید کنم..آخه من خودشم[چشمک] واقعاً یه تفاوت خاصی داره نوشته هاتون.. . . ماناباشیدوشادوموفق یاحق

اسماعیل

رمز عبورمان سلام.... پس سلام بهنام ترین...[گل]