بازی های کوچه های های های و هق هق

هان ای خداوند عارفان و ملاکان و ثروتمندان و ان و ان نظر هم بر من کنی خوب است

دست بر صورت گرفته تا مباد کسی اشکهایم را ببیند . دست بر دهان گرفته تا مباد کسی صدایم را بشنود . صدای گریه هایم را صدای های هایم را . میدوم در هزار  کوچه به بهانه ی بازی قایم باشک و باز هق هق  . فرار میکنم به هر کوچه به هر بهانه و باز های های . چشمان خیس و لب خشک و من و بازی در کوچه های های های و هق هق . 

سلام

/ 6 نظر / 38 بازدید
armin

عالي

غريب قريب

سلام رفيق گويا برامن ايميل فرستاده بودي سرزدم و لذت بردم ادرس وبلاگ رو نوشتم سربزن خوشحال ميشم

شیما

آخه چرا ؟ منم خیلی حالم گرفته از همه چیز خسته شدم

آرمین

پسر تو عالی هستی شدیدا منتظرم روزی رو ببینم که کتاب شعرت چاپ شده و چه بسیار طرفدار داره آفرین آفرین