سبز و زرد و مرگ

هان ای خدا . خودی نشان نمی دهی؟

من بر این تنهایی ام ایستاده ام ، هر سال سبز می شوم و باز زرد و باز مرگ و هر سال باز سبز.من بی هیچ همخوابه یی عشق بازی میکنم. من بدون هرزگی بارور میشوم هر سال. من ، منم . با تمام تنهایی هایم.سلام

/ 16 نظر / 23 بازدید
نمایش نظرات قبلی

خیلی ساده با خدا حرف می زنی تو خلوتت هم ایجوری باهاش حرف می زنی یا اینا همش ادای خلوصه؟ila000ila@yahoo.com منتظرم.[چشمک]

نگار نیک نفس

و تو با تمام تنهایی هایت بدون هرزگی بارور میشوی هرسال بی هیچ همخوابه های میخوابی هر سال و باز مرگ و باز زرد و باز سبز هر سال و هنوز ایستاده ای بر تنهاییت هان ای خدا , خودی نشان بده !

ساره

خوندنی بود دوست .... سلام

نگاه کویر

همه ی اینها آیا تا بی نهایت دور بودنت را نشان می دهد؟ و حالا با تمام تنهاییت قدم گذاشتی تا نزدیک شوی؟ فقط با یک سلام! آفرین

نگار

به به به به متن خفنی[دست]

آبان

پسر قشنگ مینویسیا