زمزمه ی سکوت

خداوند روزگار های شاد. الان در کدام گوشه ی دنج زانو بغل کردی؟

- چیزی خوردی؟

+ غصه .

- چیزی زدی؟

+ آه و افسوس به تن.

-چی کشیدی؟

+ درد و رنج

تو شجاعی؟

-افسرده

+به بعد از مرگ معتقدی؟

- مرگی نیست

+کار و پیشه داری؟

_می نشینم زیر سایه ی دنج و به هر رهگذر تنهایی می گویم ، سلام.

 

/ 51 نظر / 31 بازدید
نمایش نظرات قبلی
آمد

دلبسته به سکه های قلک بدویم /دنبال بهانه های کوچک بودیم /رویاهای بزرگ شدن خوب نیست/ای کاش تمام عمر کودک بودیم

ميفروش

سلام تو کار دیگه نداری !! که می خوای بشینی یه گوشه و به مردم سلام کنی !!؟ برقرار باشید. به امید دیدار[گل]

سینا

بسیار عالی! قالب قبلیت قشنگ‌تر بود [گل]

میلاد

میم , مثل مین ... ------- بخوانید مرا

r

زیبا بود[لبخند]

محمد رفیعی

اينقدر نگو اگر گذشت كنم كوچيك ميشم. اگه با گذشت كردن كسي كوچيك ميشد خدا اينقدر بزرگ نبود مدیریت وبلاگ " یک فنجان تفریح " شما را به بازدید از این وبلاگ دعوت مینماید

محمد رفیعی

راستی یادم رفت که بگم فوق العاده مینویسی [گل][گل]

نوشته بارون

شاید آن روز که سهراب نوشت تا شقایق هست زندگی باید کرد/خبر از دل پر درد گل یاس نداشت....