نگاه کن تو را نگاه می کنم

ای خدای خوب و خوبتر شاید، به زمین که رسیدی سری هم به دیار ما بزن. خون است و قیام . تو چه می گفتی ؟؟؟ جهاد؟؟

ای آنکه نهال نازک دستانت خاک را به خدا هدیه میکند شاید. نگاه کن، تو را نگاه میکنم.سر از خواب بردار و ببین که دیوانگان دو عالم جمع شده اند و برایت کف میزنند.!! مسخ شده اند از حضور همیشه وفورت در این گذر جاودانگی ، در این زندگی نه شاد و نه غم، در این زندگی ملس، در ای جاودانگی مبهوت ، تو را کف میزنند دیوانگان دو عالم و من کرنش کنان تو را میگویم بی منت. سلام.

/ 8 نظر / 9 بازدید
بهنامترین

سبز نباشم چه باشم؟؟؟ قبول من این روزها به رنگ خشم می روم تا رود.سلام

ساره

سلام بعد مدت ها سلام ...

مصطفی مردانی

سلام. به صندلی های شکسته اتوبوس نگاه می کنم. به پل عابر پیاده ای که نرده هایش کنده شده و مثل راهی لخت می ماند. هر روز بیشتر می بینم. هر روز بیشتر می بینم...

نهال

اینجا به نهایتی از جیغ میرسم