دام و مادام

خدا هم اینقدر خسته و خوار و خمیده و خاک آلود؟

 

دستهایت را به پایین بیاور. ولی آهسته و آرام. سرت را بالا بگیر . در چشمانم نگاه کن و بگذار تا اینبار به تو بگویم. این سیبها را قبلا کسی چیده است و دیگر ممنوعه نیست. دام یکبار دام است و مابقیه عمرش را باید گفت مادام. سلام

 

/ 22 نظر / 17 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هه هه....!

خیلی ناز بود...هه هه من که حال کردم...[نیشخند]

امیر سوکی

یه فیلم کوچیک توی اینترنت پخش شده جدیدا شاید دیده باشیش ، که خدا به شکل یک عروسک خیمه شب باز میاد توی مریخ و یک برنامه اجرا میکنه و بعد هم میاد توی زمین و ... این پستت منو یاد اون انداخت . حتما ببینش .

neda

سلام به دستانم زنجیر زده اند مبادا برایت دست تکان بدهم .

کارگاه نمدمالی

[چشمک] ...........بار دیگر ، روزنگاری های ناصرالدین شاه ! شنبه 3 جمادی الاولی 1288 هجری قمری امروز دستور دادیم عکاس باشی به دربار آمده ، ترتیب ما و خاتون کوچیکه را بدهد ( نه ، اشتباه شد ، مقصر هم این خودنویس پارکِرِ( PARKER ) پدرسوخته است که ابوی مرحوم هبه فرمودند! پاک هم نمی شود لاکردار! ) نه ، ترتیب فوتو کردنِ ما و خاتون را بدهد. آمد ، داد ، رفت. اِی بَدَک نشدیم! فی الفور امر کردیم در جراید و سَنایِت [ سلطان ، سایت را این طور جمع می بستند! ] بچسبانند و به رعیت حقنه کنند که ما هم از این کارها بَلَتیم!.........

صنما

[گل]سلام خسته نباشی بهنام جان. خوش گذشت.

سمیه ملا حسینی

سلام اقا بهنام خو بی.چه خبرا.سایت خوبی دارید.خوشم اومد.راستی از ساندیسا هم ممنون پارتی خوبی بودی.تو جشن خیلی به من خوش گذشت .عالی بود

سمیه ملا حسینی

کاش می دانستید که زندگی با همه وسعت خویش محفل ساکت غم خوردن نیست حاصلش تن به قضا دادن و پژمردن نیست زندگی خوردن و خوابیدن نیست زندگی حس جاری شدن است زندگی کوشش و راهی شدن است از تماشاگر اغاز حیات تا به جایی که خدا می داند منبع وبلاگ جهان اندیشه ی خداست