این روح سالخورده

هان ای خدای ایستاده در آن نزدیکی ، تویی که گریه کردی برمن ! تو که خندیدی در ته دل از من ! حال اگر نوبتی هم باشد نوبت من است ، موفق میشوم

 و تو به خدا بودنت افتخار کن 

سالخوردگی های این روح ، این روح خط شکن ، این روح ز پیش رفته و ز پس اوفتاده ، این تنها روح که تنش زخم داشت از بد روزگار ، این روح که شاید تنها روح باشد که قد خمیده باشد زیر بد و بود این مردم کم روح و بی روح ، به گمانم این سالخورده روح تنها روحیست که میخندد حتی با این تن زخم خورده و خمیده ، حال هم که خود میگوید که از بد روزگار تن به قفس داده و از نمایشش به شما پول کفن و دفن جمع میکند ، بشتابید که قصد رفتن کرده این روح ، این نمایش آخر است ، پنج زار میشود ولی ارزش دیدن دارد ، بشتاب ، خانوم ، آقا، سلام .

/ 54 نظر / 20 بازدید
نمایش نظرات قبلی
البالو خوشگل

امدیم دعوت رسمی به عمل آوریم!!!!!![نیشخند] سلام ملیکم

دختربارانی

خب نمیایین که! من به آزاده گفتم، آزاده گفت درس دارم، حالا شما(یعنی شخصِ شما) اگه پایه هستی اعلام آمادگی کن که هفته‌ی دیگه برنامه‌ی خوب داریم.

دختربارانی

تریپِ مناجات کردنِ تو هم باحاله ها، مناجاته دیگه نه؟؟ به گمونم همین باشه. تو کافر نیستی، مثل من خشمگین هم نیستی، ولی حرفِ دلتو خوب می‌زنی...دوست دارم لحنشو، یعنی در واقع حسِ پشتش رو دوست دارم، حسِ خوبیه. حس من نسبت به خدا الان خشمه و نفرت، جز این حسی ندارم، ولی تو در عین حال که شکوایئه می‌نویسی، مناجات هم هست... امیدوارم معنیِ این پستت خداحافظی وا ینا نبوده باشه! ما تازه پیدات کردیم‌ها

من

ممنون ازحضورت...

صوفیا

5 زارم زیاده,[نیشخند]یاد کافه پیانو افتادم[گل]

الهام توت فرنگی

داداش زدیم 206 قهوه ای لیزری رو درب و داغان کردیم..این شد که برای دست گرمی تصمیم به داغان کردن پراید گرفتیم...[شیطان][عینک][نیشخند]