شراب غصه و غم

ها ای خدای کز کرده و گوشه گیر . خیالت نیست؟ یادت هست؟ یا بمان یا برو 

غمها را دانه دانه که حب کنی و خوب نگاهش کنی و دم اش را بگیری و ببینی که چیزی تهش نمانده باشد ، بعد که در خمره بریزی و بخوب کیپش کنی و در تاریکی بزاری و نگذاری نور به ان بتابد و بعد یکروزی با هزار شوق خمره را بیاوری و درش را باز کنی انگور های له شده و تخمیر شده را از صافی بگذرانی و خوب خوب خوب صافش کنی و باز به خمره برگدانی و هر ماه یکبار به سروقتش بروی و خوب همش بزنی در تاریکی مطلق که نوری به ان نرسد ..... بعد یک سال شراب دست ساز خودت را داری که در مان همه ی کاووس های بد و نخوابیدن های از ترس کابوسهای بدت هست . هر شب قبل از خواب یک لیوانش را گرم گرم گرم بالا بروی خوب خوابت میگیرد . فکر و خیالشان دیگر نیست . خودشان اکنون در رگهایت شناورند . راحت میخوابی . راحت راحت راحت . چون کابوسها هم در رگها شناورند

/ 13 نظر / 52 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهرک

سحرگه رهروی در سرزمینی همی گفت این معما با قرینی که ای صوفی شراب آنگه شود صاف که در شیشه برآید اربعینی درون‌ها تیره شد باشد که از غیب چراغی بر کند خلوت نشینی نه حافظ را حضور درس خلوت نه دانشمند را علم یقینی ------------------------------------ مطلب خوبی نوشتید. ولی فکر میکنم بجای غم باید رنج را بکار ببرید. چون غم یک عکس‌العمل است. رنجی وارد میشود و شخص بر اثر آن غمگین میشود. پس شراب ناب از عنصر اصلی یعنی رنج حاصل آید. همانطور که سالهاست این عقیده (یا بهتر است بگوییم؛ این فعل) استوار است که: " هنرهای بزرگ از درون رنجهای بزرگ حاصل میشود". ببخشید جسارت کردم. موفق باشید و سرافراز

هیچی !

خوب بخوابی !!![نیشخند]

وحید

ببخشید من خواستم بخونم غمهارو عمه ها خوندم خطای دید بود[خنده] بی سواتم دیگه

وحید

مرسی خوندم قشنگ بود[گل]

علی

زیاد نخور کور میشی [خنده]

مائده آسمانی

با سلام ممنون از مطالب زیبایتان... فقط یک مشکلی وجود دارد.. متاسفانه مطالب شما وآپ بودنتان به جای اینکه با وبلاگ من خبر داده شود ...به ایمیل بنده می آید!!! لطفا محبت فرموده ومطالب جدیدتان را به وب من خبر دهید... وبرای ایمیلم نفرستید! با سپاس

گمنام

آموزش درست كردن شراب بودها ... دمت گرم [نیشخند]

آرمین

عالی عالی