تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
خدایی که اهل تبعیض نیست

سرگیجه میگرم و محکم میخورم به زمان،تعادلش را از دست میدهد و رو به گذشته بر میگردد شاید که در گذشته تو روشنا تر باشی خدای تنگ و تاریک

به کدام وصله میخندی؟ این؟ بخیه دست دوز دکتر مهربانی هاست،زخم نبودهایش بر تنم را اینجور درمان میکند تا همیشه چیزی برای یادگری در تنم داشته باشم.

خدایی داریم که اهل تبعیض نیست. در بینهایت دور ما خانه کرده. نه هفت دور چرخیدن را دوست دارد نه هفده بار نوک کوبیدن را. زبانش سلیس است و فارسی،البته گاهی هم خودمانی میشود و بفرما از خاطراتش را با فنجا میزند. خسته که بودی چشمانت را ببند به بینهایت دور ما بیا،اینجا که رسیدی خودش کلی قه قه میهمانت میکند بی منت ،با ور کن.سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، هفت مقدس، وصلهبخیه
نوشته شده توسط بهنامترین در پنجشنبه ٢٩ اسفند ۱۳۸٧

نظرات ()