تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
جشن قبرها

آمدنت را ک ی واگذار کرده یی به هرگز،رفتنت را از کدامین ناب فروشی خریدی به هیچ؟

ای خدای رفته و نور

 بپرس از دل من که آیا خدا روی زمین گل مشکی دارد؟ من به تو خواهم گفت آری دارد ، آن گل را نگه میدارد که هر وقت آدم خواست بگوید خسته ام ،هدیه بدهد و بگوید تبریک تو اکنون مردی و تو را بفرستد با گل مشکی به جشن قبرها، سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، گل مشکی، مردن،مرگ،جشن قبرها
نوشته شده توسط بهنامترین در یکشنبه ۱۸ اسفند ۱۳۸٧

نظرات ()