تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
خورد شدنم در آیینه

این تکانه ی هستی؟ این ستمسرای شوق، این نشانه دار خوبی، همه نفرین شده ی من اند، منی که تا تاریخ زنده است جای زخم هایم را به هیچ احدی نشان نخواهم داد حتی تو خدای درمان تنهایی.

آینه میشکند وقتی سنگی به آن بخورد،سنگ وقتی به آن می خورد که پرتاب شده باشد ،سنگ را  به سمت آینه پرتاب میکند همیشه کسی ،وقتی آنچیز که باید نشان میداد آینه نشان نداده باشد.

بیا و تفی به صورت خودمان بی اندازیم قبل از آنکه آینه را شکسته باشیم. خوب است این تف.. غرورمان را خورد میکند بدون آنکه بوی نای ریه یی را درون صورتمان پراکنده کند. سلام

 

 

 




کلمات کلیدی :بهنامترین، به نام ترین، زخمهایم،تف بی بو، آینه،شکسته شدن
نوشته شده توسط بهنامترین در چهارشنبه ٦ آذر ۱۳۸٧

نظرات ()