تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
جنگ ابرها

وای خدایی که تا بحال درد نکشیده ای . درد دارد . نکن

ببین بیین این ابرهای سفید پر غیرت را که با باد هم رزم شده اند و به جنگ ابرهای سیاه میروند . بشنو بشنو این صدای زجه های ابر سیاه است و ببین که برق شمشیرش کور میکند آدم را . اشک ریزان ابرهای سیاه است و خوش خوشان درختان بهار . چشم ببندی و باز کنی تو میمانی و شکوفه های بهار و اسمان آبی آبی . اگر پرستویی دیدی بجای من بگو سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، بهنام ترین، تا بینهایت دور، به نام ترین
نوشته شده توسط بهنامترین در شنبه ۱٠ فروردین ۱۳٩٢

نظرات ()