تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
مردی که بارها مرده بود

هان ای خدای روزهای بد و روزهای خوب و روزهای بد و روزهای بد و روزهای بد و روزهای بد خیالت راحت هنوز برای بازیگوشی هایت جان دارم

من آن مرد برنده ام که سالها پیش همه چیزش را باخته و اکنون با تجربه ی آن باخت دارد همه را می‌برد . بردن که چه بردنی . من همان برنده ام که با هر بُرد هزار خاطره ی بَد را به جان می‌خرد . مردی که یکبار مُرد و هربار که می‌بَرد یکبار می‌میرد .من همانم خوب نگاهم کن.

سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، بهنام ترین، تا بینهایت دور، به نام ترین
نوشته شده توسط بهنامترین در سه‌شنبه ٢٢ اسفند ۱۳٩۱

نظرات ()