تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
شاید این بار شاید بار دگر

شاید ین بار شاید بار دگر

شاید امروز شاید روز دگر

شاید این ماه شایدیک ماه دگر

شاید امسال شاید سال دگر

آخرین بار و روز و ماه دگر باشد که من اینجایم

شاید این حرف یا کلام

آخرین حرف و کلامم

ولی اما همین بار یا امروز یا که سال

من همین جا در همین حرف و کلام میگویم

که خدا مرا میخواند

که خدا مرا میداند ،میفهمد

که اگر غم داد غمخوارم بود

که اگر قصه کرد قصه گویم بود

که اگر شادی بود با من بود

پس خدا با من بود

در تمام بارها و روزها و سالها و حرفها و کلامهایم

 




کلمات کلیدی :آقایی، بهنامترین،behnamtarin، شاید ین بار شاید بار دگر
نوشته شده توسط بهنامترین در پنجشنبه ٢۸ مهر ۱۳۸٤

نظرات ()