تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
معجزه ی مرگ و میلاد

خدای مرده ها ، تو هم نشان بده به چیزی که گفتی اعتقاد داری ، بر این مرده ها فاتحه یی بخوان.!

آسمان را از نظر بگذران و زمین را سبز در خیالت بگستران . پهن شو در علفزار کنار جاده ، و به بوی پِهِن خاطراتت را بسپار. بگذار تیزی آفتاب روی پلکت را نوازش کند. آهسته به تو می گویم. مردن جز این نیست ،و تولد از این بهتر نیست،اینچنین نمرده زاده میشوی . این دنیا و آن دنیا با هم را کجا تجربه می کنی! یکجا ؟ هان ؟ سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، تا بینهایت دور
نوشته شده توسط بهنامترین در پنجشنبه ۱٢ فروردین ۱۳۸٩

نظرات ()