تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
سبز و زرد و مرگ

هان ای خدا . خودی نشان نمی دهی؟

من بر این تنهایی ام ایستاده ام ، هر سال سبز می شوم و باز زرد و باز مرگ و هر سال باز سبز.من بی هیچ همخوابه یی عشق بازی میکنم. من بدون هرزگی بارور میشوم هر سال. من ، منم . با تمام تنهایی هایم.سلام




کلمات کلیدی :بهنامترین،behnamtarin، تنهایی
نوشته شده توسط بهنامترین در یکشنبه ٢ اسفند ۱۳۸۸

نظرات ()