تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
بوسم بده ماچم کن
ساعت ۱٠:٥٧ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱٧ شهریور ۱۳٩٤ : توسط : بهنامترین

یاد روزهای رفته را بخیر کنیم روزی . برویم یکجایی بنشینیم  با هم در سکوت . تو بگوی هعی و یادت بیاید یک روزی رفتیم جایی و پایمان را کردیم در اب . من بگویم هعی و یادم بیاید یک روزی هندوانه در اب انداختیم . تو بگویی هعی و ترس از بلندی یادت بیاید و من بگویم هعی یاد کیفی که هیچ وقت دیگر در کادر نیست . بوسم بده ماچم کن و به خاطراتمان بگو سلام