تا بینهایت دور

شهری برای قدم زدن
 
خیال یک واقعیت
ساعت ۱:٢٢ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ٢٦ امرداد ۱۳٩۱ : توسط : بهنامترین

خدای زیبائی های بهشت . قبل از افرینش بشر !جهنم چرا؟ 

باورتان بشود خیلی وقت است که دیگر تنها نمی شوم . وقتی که کسی نیست . وقتی که  کاری ندارم . خیالی شفاف از چشم زیبایی ، خوش خنده و ناز کنارم مینشیند . با من چای می نوشد . با من میخندد . فحشهایم را می شمارد . بدهکارم میکند و گاه طلب کارش می شوم . باورتان بشود خیلی وقت است که کار میکنم که پول داشته باشم که با او خرید کنم . یا با خیالش برویم و برایش گلی بخرم و برای خودش ببرم . باورتان بشود خیلی وقت است که تنهایی از من می ترسد و خیال دخترکی خندان و چشم زیبا را به کنارم میفرستد که هنوز هم نمیدانم چرا دوستش دارم . دخترک

سلام